جمال الدين محمد الخوانساري
189
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
باشد ، وآن دشمنى كه فكر أو را قوّتى نباشد ، يا اين كه علانيه دشمنى كند ومگر بدترين دشمنان هر دشمنى است كه فكر أو بيشتر بته چيزها رود ومكر أو پنهانتر پنهانى نكند دشمنى أو سهل است ودفع ضرر آن آسانست . 5782 شرّ الألفة اطّراح « 1 » الكلفة . بدترين الفت انداختن كلفت است يعنى مصاحبت والفتى است كه يكديگر را در كلفت وتعب وزحمت اندازد باين كه بعنوان يگانگى نباشد وآنچه بياورند بايد كه تكلف كنند در آن ، وبرين قياس سلوكهاى ديگر . 5783 شرط المصاحبة قلّة المخالفة . شرط مصاحبت كمي مخالفت است يعنى اين كه پر مخالفت يكديگر نكنند ودر أكثر با هم موافقت كنند واگر چنين نكنند مصاحبت ايشان صورت نبندد ، واگر ببندد زود بر هم خورد ، پس اگر كسى مصاحبت كسى را خواهد بايد كه پر مخالفت أو نكند . 5784 شين العلم الصّلف . زشتى علم صلف است يعنى لاف زدن ودعوى كردن زياد از مرتبهء خود « 2 » يا مفاخرت كردن ومدح خود كردن هر چند گزافى در آن نباشد ، ومراد اينست كه
--> ( 1 ) شارح ( ره ) « اطراح » را أرباب افعال ضبط كرده است واستعمال آن از باب افعال باين معنى در هيچ كتاب لغت بنظر نمىرسد وصحيح آنستكه از باب افتعال باشد چنانكه ضبط كرديم ودر « اطّرح عنك وإرادات الهموم » نيز كه از كلمات آن حضرت است ودر وصيت نامهء خود كه بامام حسن مجتبى در حاضرين وقت برگشتن از صفين نوشته مذكور است از باب افتعال روايت وقرائت شده است ، فراجع آن شئت . ( 2 ) اين درديست كه نوع أهل علم بآن مبتلا هستند چنانكه گفتهاند : « ومن البلوى الّتى ليس لها في النّاس كنه * انّ من يعلم شيئا يدّعى أكثر منه »